تبليغاتX
اگه نفسمو بگیری میام پیشت پس بگیرش - ایثار دل
 

 

  

  دلم بیتاب یک بیرون ریختگی است

  او را خیلی آزرده اند و خیلی ها

  زمانی که برای همه میتپد کسی برایش نمیتپد

  دلها به او پشت کرده اند

  حال نمیدانم لیاقت ندارد یا لیاقتش را ندارند

  دلم گمان میکند در انتهای جاده ی ایثار خودش را پرپر میکند

  آیا او درست فکر میکند؟

  پس تکلیف ذهنم چیست؟او فدای چه میشود

  دلم آیا می فهمد که ذهنم را اسیر کرده است و او را له می کند؟

  و بقدری او را پراکنده کرده که یارای جمع و جور شدن را ندارد

  آیا می شود کاری کرد و کسی را نرنجاند؟ 

  فکر نمی کنم از جان گذشته تر از دلم کسی باشد

   اما نمی داند با ایثارش وجودی را به عدم تبدیل می کند

  ...

  حتی با سوختنت هوای سرد را می آزاری 

  اما عدم شو! این مرگ زیبا و ستودنی است .

  شاید لحظاتی کوتاه خاطرها را پریشان کنی

  اما برای همیشه کسی از دستت نمی نالد. 

  نمی رنجد.    

  مریم  ۳/۴/۸۵

 

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم آبان 1385ساعت 12:27  توسط مریم |