تبليغاتX
اگه نفسمو بگیری میام پیشت پس بگیرش - غرور قربانی

 

هیچوقت فکر نمیکردم در نبرد دل و

غرور ،دلم برنده بشه آخه اون که جون نداشت

همه ی انرژی اش رو با اون ترک عمیق از دست داده بود

 ولی یکی اومد و دستش رو گرفت و بلندش کرد

و فقط حالا غرورم از دست رفته .

خوب بهش می ارزید آخه دلم فهمید که یکی هست

 که زخمش رو مرهم گذاشت و رفت.

 پس الان باید بره و دنبالش بگرده حتما اونم رفته

تا با غرورش بجنگه پس باید مرهمی بود و

دستش رو گرفت قبل از اینکه غرور شکستش بده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم مهر 1385ساعت 13:38  توسط مریم |