![]() |
![]() |
|
|
دلم خیلی گرفته معلق بودن از سقوط سخت تره وقتی اوناییکه صادقانه حرفا تو بهشون زدی هلت میدن و با لبخندی که حاکی از دوستیشونه همراهیت میکنن و وقتی به ته و اوج معلق بودن میرسی آرزوی سقوط میکنی و تازه میفهمی اونکه بیشتر از همه مدعی و خواهانت بود حتی یه بار با سیال بودنت خاطرش رو خراش نمیده. ای کاش این وهمی ایکسی باشه . البته بیگانه اگر میشکند حرفی نیست.نفست که باهات همراهی نکنه اگه زنده هم باشی مردی.وقتی نفست با دودگونه ای اخت بشه معلومه که ریه هاتو یادش میره و حالا تو میمونی و یه نفس نیمه راه میدونی نفست کیه؟ اون که وقتی بهش میگی دلم گرفته میگه صبر کن یه پک دیگه... کاش خدایی که همش با منه رو میدیدم تا اینقدر فراموشش نمیکردم کاش یه تار از موهاش رو به من میداد منم به هیچ کس نمیگفتم . چرا دلم تاب نمیاره به نفسم میگم خدا به نیمه راه بودن من عادت داره خوب دلمو چی کار کنم که نفسش نفس منه؟ دارم دستی که صبح دادم رو پس میگیرم نیمه راه خدا شدن عذابش بیشتر از این حرفاست باشه خدای من هر کار دوست داری بکن . تازه اینجوری حواست بیشتر به منه.ترس شکستن دلم بیشتره پس بشکنش . از این خوشحالم که اونیکه جمعش میکنه تویی مریم اسفند ۸۴
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1385ساعت 13:25 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1387 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 شهریور 1386 خرداد 1386 اسفند 1385 دی 1385 آذر 1385 آبان 1385 مهر 1385 شهریور 1385 |
|
RSS
|