تبليغاتX
اگه نفسمو بگیری میام پیشت پس بگیرش
 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم آذر 1385ساعت 19:17  توسط مریم | 
 

ـ زندگی آسمانی است در قلب دوشیزه ای

ـ ما آمیزه ای هستیم از خاک و آسمان

از گل و روح خدا

ما نی لبکی هستیم و نغمه ای

پس از این نغمه ، سکوت است

و خواب جیرجیرک

ـ عشق ما را با صدای خودمان ،

که صدای کودکی امان است ،

دوباره آشتی می دهد

عشق ،نخست فقیرمان می کند

ـ ما همیشه بر سر دو راهی انتخاب همه چیز و هیچ چیز مانده ایم

ـ عشق واژه ای که بر شانه هامان می نشیند

و بر رود زبانمان شناور می ماند

ـ گوش ما آشنای سخنی است که از ما چیزی نمی خواهد

و ما را مخاطب خود نمی سازد

ـ خورشید را نمی توان خاموش کرد

ماه را نمی توان صید کرد

عشق را نمی توان اسیر کرد

ـ همه چیز زندگی باید همان گونه باشد که هست:

شلم شوربا

....مرگ از من چیزی نمی ستاند....

من هر آنچه را که قسمتی بوده پیشاپیش بخشیده ام

کریستین بومن

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم آذر 1385ساعت 11:37  توسط مریم | 
 

  خدای من

 یه صندلی اضافه دارم

میای کنارم بشینی؟

قول میدم گله نکنم

قول میدم گریه نکنم

قول میدم اذیتت نکنم

قول میدم از دنیا و مردمت ننالم

قول میدم از نامردی ها چیزی نگم

قول میدم از بدیها چیزی نگم

قول میدم ...

فقط دوست دارم تو چشمات نگاه کنم و دستاتو بگیرم

ولی نه

میدونم که همه چی رو تو چشمام میخونی

باشه

چشمام رو هم میبندم

فقط بیا کنارم بشین

                                                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آذر 1385ساعت 18:10  توسط مریم |